ساده شده ام به غایت.. !
کا ر و .........خواب و خوا ب و خواب ! دقیقا"به همین نسبت!کتاب نمی خوانم ...غذا هم نمی خورم!!(چه ارتباط تنگاتنگی!)
لحظه ها می گذرند و هیچ اتفاقی نمی افتد تنها نیش عقربه هایی است که از من عبور می کنند و فضایی که با بیهودگی پر شده است .. برای بیهوده بودن !! فرقی نمی کند به خدا اعتقاد داشته باشی یا نه!فرق نمی کند خدا توی دلت.. توی جیبت ... لای کتابت...توی کشوی میزت یا هرجای دم دست دیگری باشدیا چسبیده باشد تخت آسمان هفتم !
+ اوليس كي بار سفر رو بسته؟ دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 13:52 
|