توصيه مي كنم قبل از خواندن اين مطلب يكي از ترانه هاي زير را بنابر وضعيت روحيتان گوش دهيد
اگرجواد هستيد:منتظر يا علي تم! از اسي
اگر جواد بوده ايد و ظرف يكي دو سال گذشته همزمان با روي كار امدن اقاي احمدي نژاد با كلاس شده ايد: از يكي از خوانندگان پاپ ايران به سليقه خودتان!!
اگر از وقتي بخاطر داريد با كلاس بوده ايد ولي اطلاعات دقيقي در مورد ميزان جواديت جد و ابادتان نداريد: هق هق حبيب وبوسه باد سياوش قميشي
اگر اصل و نسب دارتر و باكلاس تر از اين حرفها هستيد: بردي از يادم دلكش و از تو تنها شدم سيمين غانم و از این دست!!!
گوش كردن به اين ترانه ها ميزان همدلي شما را با من بالا مي برد!!!«از ظهر خودم همه اينها را گوش كرده ام»
یک روز را در مرخصی به سر برده ام وتقريبا" روز خوبي را پشت سر گذاشته ام شب از نيمه گذشته و من با تمام وجود دارم براي شاد كردن رييسم كارهاي عقب مانده مسوول قبلي را انجام مي دهم تازه كلي هم ابتكار از خودم نشان داده ام و داده ها را مكانيزه !!!! كرده و به شدت جو گير برنامه ريزي بر اساس داده هاي جمعيت هدف و سنجش و مقايسه عملكرد شده ام !!!
نيمه شب با احساس خرسندي زايد الوصفي به تختخواب مي روم وتا صبح خوابهاي آب و رنگ دار مي بينم از قبولي امتحان دستياري و زدن برجك بعضي ها گرفته تا عشق بي حد و مرز رييس به خودم!!در خواب مي بينم كه رييسم از كارهاي من انقدر ذوقمرگ شده است كه عنان از كف داده و مرا را در آغوش مي گيرد!
صبح به زور و با كلي بد و بيراه به زندگي تكراري از خواب بلند مي شوم سراغ كيسه اعتماد به نفسم مي روم و كمي تا قسمتي آرايش مي كنم و بعدهم با مهارت هرچه تمام تر آرايشم را محو مي كنم كه توي اداره همه از زيبايي خدادادي من به وجد بيايند و باز مثل هميشه با حسرت انواع رژ لبها و سايه چشمها را برانداز مي كنم و نهيبي بر دل سياهم مي زنم كه اي نفس اماره دست از سرم بردار اينجا يي كه تو كار مي كني با همه جا فرق دارد«آخ چقدر اين روزها دلم مي خواهد خوشگل تر به نظر برسم!!!!!!»بگذريم با هزار زور و ضرب و مثل هميشه تقريبا" نيم ساعت ديرتر از ساعت مقرر به اداره مي رسم با همكاران سلام و عليكي مي كنيم و چايي مي خورم ولي يك چيزي با روزهاي ديگر فرق دارد و من آن را باتمام وجوداحساس مي كنم
از اينجا به بعد شما مختار هستيد يكي از برداشتهاي زير را بسته به حالي كه با گوش كردن ترانه هاي فوق پيداكرده ايد انتخاب كنيد
برداشت اول:
-رييس از راه مي رسد و من به اتاق او مي روم و گزارشي را كه آماده كرده ام ارائه مي كنم رييس كتش را در مي آورد .......«الان است كه ذوقمرگ بشود» و لي با بي تفاوتي به طرف دستشويي مي رود و بقيه ماجرا مي ماند براي بعد... فقط من بايد منتظر باشم تا او از دستشويي بر گردد!
برداشت دوم:
رييس گل از گلش شكفته بيرون مي آيد و از من مي خواهد تا دوباره گزارش كارم را ارائه كنم با وجوديكه كمي از اين حركت بي ادبانه اش دلگير شده ام ولي هرچه باشد او رييس است و دوباره همه چيز را تكرار مي كنم.... او هم با دقت گوش مي كند و بعد از شنيدن كاري كه من كرده ام بالاخره ذوقمرگ مي شود و از شدت ذوقمرگي چند قطره اشك در گوشه چشمانش جمع مي شود.. و از اينكه من زير نظر او كار مي كنم خدا را شكر مي كند و دستهايش را به نشانه شكر پروردگار تا جايي كه مي تواند بالا مي برد!!
برداشت سوم:
رییس با دقت به حرفهاي من گوش مي دهد و بعد از شنيدن شرح زحمتهايي كه من كشيده ام دو دستش را محكم بر هم مي كوبد و دوباره آن جمله طلايي را تكرار مي كند همان كه دلم را قيلي ويلي مي برد«من تو رو از دست نمي دهم»!!!البته تاثير اين جمله با پخش ترانه دونه دونه منصور در زمينه بيشتر مي شود!!! قسمتی که منصور می گه هیشکی نمی تونه اینجور عاشقونه دل منو بلرزونه را دوبار گوش کنید!!! بعد يك كاغذ بر مي دارد و در حالي كه دستانش از شادي مي لرزد ابلاغ پست بالاتري را با حفظ سمت!!!! برايم مي زند
برداشت چهارم :
رييسم آنقدر خوشحال شده است كه به شدت جو گير مي شود و در يك حركت غافلگير كننده استعفاي خودش را تقديم رييس سازمان مي كند و من را بجاي خود بعنوان نيروي دلسوز و كارآمد معرفي مي كند چرا كه كشور در روند توسعه به مديراني مثل من نياز دارد!!!
برداشت پنجم:
از دستشویی بیرون می آیدخيلي بي حوصله گزارشم را گوش مي كند و بدون ابراز هيچ واكنشي از من مي خواهد كه به كارم ادامه دهم
خوب اين اتفاقي است كه هر روز مي افتد!!!
برداشت ششم:
در حالي كه من دارم از تلاش شبانه روزيم صحبت مي كنم چندين بار تلفنش زنگ مي زند و او هربار حرفم را قطع مي كند ومن كه به شدت توي ذوقم خوررده است اتاق را تر ك مي كنم.... خوب اين هم خيلي پيش مي آيد!!!
برداشت هفتم :
با نگاههاي زيركانه اي من را برانداز مي كند و بعد از ارائه گزارش به من مي گويد كه:« تو بزرگتر از اين حرفها هستي!!!! و اين كارها براي تو كم است و لياقت پستهاي بالاتري داري » و فعلا" پستي كه قولش را داده بودم به يكي از خنگولهاي اداره واگذار شده است وتمام قول و قرارمان كان لم يكن تلقي مي شود تا بعد كه پست بالاتري برايت پيدا كنم!!!
برداشت هشتم:قبل از اينكه پيش رييس بروم و سنگ روي يخ بشوم يكي از همكاران كل ماجرا تعريف مي كند.. پستي كه قولش به من داده شده بود به شخص ديگري واگذار شده است و تمام كارهايي هم كه در اين دو سه شبه كردم تا اطلاع ثانوي حواله به تخم چپ رييسم باشد!!!!
پ.ن: خیلی مزخرف گفتم ....اوضاع رو به راه است!!!!!!!!
