یکی نیست به این گروه انسانهای سبز بدون مرز بگه: سر کچل و عرقچین؟!!!
نه جدی!
۲
بعدش هم از شما می پرسم طرح "ازدواج زنان بیوه"یعنی چی؟ با تخصیص اعتبار چند صد میلیون تومانی!! از پول صرفه جویی بنزین! از دیروز که از جلسه در اومدم خیالم راحته که بنزینهای آزاد لیتری سیصد چهار صد تومان که می زنم جای دوری نمی ره ! و پول صرفه جویی بنزین صرف امور خیر و خداپسندانه می شه! الهی دو رو بر این دولت مهرورز خدمت گذار بگردم من!
از فردا هم می گردیم واسه زنهای بیوه و مطلقه شوهر پیدا می کنیم!
یک ضرب المثل اصفهانی هست که می گه: "معلوم نیست یارو داره چه که که ای لای کو کو می ذاره!"
این از همونهاست! البته درستش اینه:
"یارو یه کوکویی پخته یک وجب که که روشه!"![]()
آرزوی یه تودیع خوب و آبرومند و با شکوه !! رو دارم!
از اونهایی که یه کادوی حسابی به آدم میدند و هی برای آدم آرزوهای رنگی!! می کنند و آخرش هم آدم باید بیان احساس کنه!!! هی!![]()
لای گل برود معاونت پ!!الهی آمین!
پ.ن۲:منم به نوبه خودم اولین سال ورودم به محل کار جدید- -فرا رسیدن روز پزشک و دو سال و نیم شدن سابقه کارم رو رابه کلیه همکاران و مخصوصا" رییس محترم تبریک و تهنیت عرض می کنم و برای خودم آرزوی موفقیت -شادکامی و طول عمر دارم!!![]()
پ.ن۳: به منظور ساماندهی عواطف واحساسات ام می پرسم:
حکایت این با دست پس زدن ..با پا پیش کشیدنها چیست؟!!!!
الان باید دوستتون داشته باشم؟
ازتون متنفر باشم؟
فراموشتون کنم؟
چی؟
![]()
ای بس که خراب باده و جام شوی
ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم
با ما منشین وگرنه بدنام شوی!
پ.ن:گاهی وقتها گلویم ورم می کند... قلبم باد می کند.... سینه ام شرحه شرحه می شود.. آی خدای من!
اون ها مفاهيم ساده و روشني بودند هرچند احمقانه! .. نه مثل حالا يك مشت تعاريف نيمه روشن و مه آلود ! اما هر چي كه باشه نمي خوام از نيمه اين راه برگردم!
بعد اينجوري مي شه كه مي نويسم:
آواره اي را مي مانم كه بيابانهاي زيادي را پشت سر گذاشته است ... خسته و مانده و از ترس شب و زوزه حيوانات وحشي و دزدان به شهري مي رسد.. دلش از آوارگي به ستوه آمده و مي خواهد اندكي بياسايد اما دروازه هاي شهر به رويش بسته مي ماند...آواره تا صبح چشمانش را بر دروازه باز نگاه مي دارد و در برهوت هراس انگيز شب به صبح مي انديشد!
با طلوع خورشيد دروازه باز مي شود و او چهره ساكنان شهر را مي بيند كه بيش از او فريب و ترديد و هراس بيابان را در خود دارند اما اين واقعيتهاي زشت را در پس چهره هايشان مخفي نگاه داشته اند!
آواره خسته است ....چشمانش را بر هم مي نهدو سايه در ختي را تصور مي كند كه از برگهاي آن نيكي و روشني مي بارد!
آواره در جستجوي فلسفه صبح به خواب مي رود!
پ.ن:خودم خیلی دوستش داشتم شما چی؟ با این حال و روزم فکر نمی کردم این پست به این خوبی از آب در بیاد! در توضیح حال و روزم هم اضافه کنم اینجوریه که " زپلشک آید و زن زاید و مهمان عزیزی ز در آید"!!!!
نه یک روز نه دو روز هفته وار.. حالا حالا ها!!!
مي خوام بگم:
پ.ن:اینمه!! يعني دردم اينه!
چه مزه ها ریخت و چه لطیفه ها تعریف کرد و ما از زور عاشقیت نفسمان بند آمده بود! و سرمان گیج می رفت! کم بی جنبه نیستیم ها!
حالا من موندم تاثیر آسمون ریسمونهای بعضی ها بود که به هم بافتند که ما حالمون بهتر شد یا نه؟
ولی در راستای فرمایشات اونهایی که می گند :" رگ خوابتون دستمونه!" گفته باشم که کار خارق العاده ای نبوده ما با هر کی سلام و علیک داشته باشیم ظرف یک هفته اول حشر ونشرمان مواد لازم وطرز پخت مان را می گذاریم کف دستش! اینقدر ساده ایم ما!
حالا یک کم مرسی!![]()
برم بمیرم ...خستمه انقدر که نگو!![]()
یه پست هم اون پایینه بخونش حتما"!!واسه دیشبمونه!!![]()
بعد هم :
کاش تو می فهمیدی من فلان جام !که کج می شه !!یاد اون قفل وکلید لعنتی تو نمی افتم و تازه کج شدنش هم چیز تازه ای نیست ... و کج هم نشده ! یک چوبی به کلفتی درخت بائوباب توش رفته!
و الهی قفلت با هیچ کلیدی باز نشه که بفهمی بسته موندن چه مفهومی داره !
البته این هم کافی نیست باید یک کلید ناجور گیر کنه تو وجودت .. تا بفهمی قفل ادم!! چقدر درد می گیره!
و دستهام رو امشب نشستم که تا صبح بوی تو رو بده!
و بوسیدنم!! هم درد می کنه ! دیدی که..! مال تو همینطور!
و نمی دونستم دوستی های مجازی انقذه!! خوبند!! که ادم نشسته بعد یهو فکر کنه قد یک کلیک!! (که خودش خیلیه) واسه کسی عزیزه!( این یعنی مرسی همتون!)
و مرسی جو جوی مهربون آویزون که اون فشارت میده و تو می گی آی لاو یو!!
و جا داره از خدای بزرگ ومهربون هم تشکر کنم که وقتی بهونه های گریه من تموم می شه کیف موبایل چرمی قرمز رنگ فروشگاه چرم مشهد رو تموم می کنه که من مثل بچه های زیر شش سال گریه کنم واسش واز این حرفها!
در انتها هم پیشنهاد می کنم یکی دو واحد درسی به دروس دوره دبیرستان آقا پسرهای تخم طلایی!! اضافه بشه بنام آسیب شناسی پریود! و از این حرفها!
فردانوشت:
حال وروز امروز من حکایت آن گاو زبان بسته ای است که پس از اینکه چیزی حدود ۹ من( از واحد های شمارش قدیم!) یا شاید هم بیشتر دوشیده می شود مثل خود گاو!!! با پایش ظرف شیر را لگد می کند!!![]()
پ.ن۱: عشق ملافه را آرام رویم کشید .. مرا بوسید... در رابست.... و آرام رفت !! حالا بیعشق
در پسکوچههای زندگی گم میشوم
گم میمانم
پ.ن۲: مقادیر زیادی از مواد خام اولیه یک کارخانه رو یا سازی که خط تولیدش از کار افتاده است واگذارمی شود!
نوشتن و چس ناله كردن و ونگيدن!! هم حال و هواي خاص خودش رو مي خواد !! يا به قولي دل خوش!!
الان هم به زور دارم مي نويسم! اينم واسه اين كه كسي نگه اوليس مطلب كم آورده! اوليس كم نمياره هيچ وقت!همين چند روزه هم اونقدر مطلب براي نوشتن داشتم كه نگو و نپرس! فقط حسش نبوده!!
براي نمونه عرض مي كنم... همين ديروز مي خواستم بيام از همين وبلاگ پر طرفدار و مردمي از محسن خان نامجو تشكر كنم كه اين طوري با تمام وجودش فرياد مي زنه به تخمم!!!
رفتم سر کوچه یک پاکت سیگااااااااااااااار بگیرم
رفتم اون دنیا تا بمیرم
رفتم جیگرکی ... دو سه سیخ جیگگگگگگگگگگگگگر بگیرم
گفتش سگت چی، زنت چی، بچه ت چی
***
میشه ی مرده بود، تو بیمارستان
میشه یک مادر مرده، توی قبرستان
میشه یک مرده بود، تو تیمارستان
میشه ی قرص خورده، توی قبرستان
میشه داااااااااااااااااااااااد زد:
آهاااااااااااای مردم
کلا به تخممممممممممممممممم
رفتم سر کوچه یک پاکت سیگااااااااااااااار بگیرم
رفتم اون دنیاااااااااااا تا بمیرم
رفتم جیگرکی ... دو سه سیخ جیگگگگگگگگگگگگگر بگیرم
گفتش سگت چی، زنت چی، بچه ت چی
***
حالا ببینا
نمی ذارن
مث سگگگگگگگگگگگ
کنار تووووووووو زندگی کنم
حالا ببینا
نمیذارن
مثل خوک
برای او
بندگی کنم
***
رفتم سر کوچه
ی پاکت ...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هر كاري هم مي كنم درج لينك كنم نمي شه! چه مرگش شده نمي دونم!
هايپر لينك مي كنيييييييييييييييييييييييم!
http://www.4shared.com/file/18602783/86702a2d/Raftam_Sare_Kooche.htm
پ.ن۱:
كسي كه وبلاگ مي نويسد كداميك از مشخصه هاي زير را دارد؟
الف: بيكار ب: شوريده حال(كسي كه از عشق نوشتن شايد هم خواننده هاش يك لحظه ارام و قرار ندارد)
ج:خجسته دل د:همينجوري خوشحال
پ.ن۲:
خاطر مبارك آلوده نشه! همه چي از ياد آدم ميره.... مگه يادش كه هميشه يادشه!!
اينجا هيچ پستي نيست .. حالا برو خونتون.. آفرين بچه خوب!!![]()
![]()
از آنجايي كه اين روزها نوعي نوستالژي فشاني!! با درج عكس هاي قديمي و چروكيده و پاره پوره دوران بچگي صاحبان وبلاگها در وبلاگستان رايج شده است اينجانب نيز براي عقب نماندن از قافله مد!! و به روز بودن اين وبلاگ عظيم الشان نوستالژي فشاني مي كنم...
شايد بعد از ديدن اين تصاوير با شخصیت من بيشتر اشنا شويد!!آن وقت دیگر از من خرده نگیرید که چرا گاهی به غایت بذله گو وشوخ و سر خوشم و گاهی تند خو و عصبانی مزاج..بعضی از مواقع سهل گیر و بی خیال ام و گهگاه غر غرو و نالان!!! گاهی از سوراخ سوزن رد می شوم و گاهی از دروازه نه!! از خدا كه پنهان نيست از شما چه پنهان؟!! من از آن هنر پيشه هاي هزار چهره و از ان ادمهاي ملونم!!
از انهايي كه حداقل مراتب دو سه چهر ه متفاوت دارند كه بنابر موقعيت هاي مختلف خانوادگي-اجتماعي -سياسي و..!!! و بنابر مصلحت انها را به نمايش مي گذارند..
گاهي خودم هم دچار تعارض مي شوم.. باور كنيد!!
گاهي به غايت عاقل و انديشمند مي شوم و موقعيتهايي هست كه دو سه خانواده را روي انگشت كوچكم مي چر خانم و مدیریت می کنم(گروهی من رو با این چهره می شناسند!!!) و گاهي در نهايت بي خردي!!(گروهی هم با این چهره !!)كارهاي عجيب و غريبي انجام مي دهم كه خودم هم بعد از انجامش متحير مي مانم!
گاهي طرفدار سر سخت رژيم و ثناگوي اقايان هستم و گاهی دشمن و معاند دستگاه حاكم...!!
گاهی سفره ابوالفضل!! می اندازم و ختم انعام !!می گیرم(دقیق" با همین بلاهت!!) و گاهی به تمامی ارزشها وآداب و رسوم دینی و مذهبی پشت پا می زنم!!! و از آن بالاتر وجود خدا را انکار می کنم!!
گاهي سالي دو بار مكه مي روم و بر حجر الاسود بوسه زده و از گناهان کرده و نکرده توبه می کنم و گاهي در جميرا حمام افتاب مي گيرم..و تن و بدن خود!! برای محرم و نامحرم به نمایش می گذارم!!! یا ..........................................!!(بقیه جمله مشمول سانسور شد!!)
باور نمي كنيد پس ببينيد:
(عکس شماره ۱)
اين خانم محجبه مخدره مكرمه اوليس خانوم خودتونه !! که در سن ۵ سالگی با پوشش کاملا اسلامی و در نهایت وقار و عفت و حجب و حیا آنگونه که لازمه یک دختر مسلمان و معتقد و مومن!!!! است جلوی دوربین ظاهر شده است!!!
![]()
(عکس شماره ۲)
و البته اين هم اوليس خانوم گل سنبل شماست كه در همان سن ۵ سالگی ولی اين بار با نهايت دلبري و با مهارت هرچه تمام تر پشت چشم نازک کرده است و با هفتاد قلم آرایش دل ودین شما را می رباید!!
پ.ن۱: نمی دونم ... قصد تزویر و ریا ندارم.. رنگ عوض نمی کنم ...!! فقط تکلیفم با خودم مشخص نیست!! هنوز خودم رو نشناختم!!!همین!!![]()
پ.ن۲: چرا باورتون نمی شه؟
به بک گراند هر دو عکس دقت کنین.. یکیه!!![]()
گفت :به پیتی پر از گه که اندکی عسل نیز روی آن باشد.
گفتند: پس همه حلاوت آن را خواهند چشید؟
گفت :خیر
گفتند:از چه سبب؟
گفت :از آن رو که سر و ته پیت تا قبل از گشودنش مشخص نباشد؛ عدهای از سمت عسل گشایند و برخی از سمت گه!
دست ببوسیدند و برفتند و تا پایان عمر همسر اختیار نکردند!!!